باید برای‌کناره‌گیری برنامه داشته باشیم

[ad_1]

گفت‌وگوی مثلث با عبدالله ناصری

باید برای‌کناره‌گیری برنامه داشته باشیم

عبدالله ناصری همچنان منتقد نامزد پوششی است و می‌گوید ستاد روحانی و شخص جهانگیری باید تدبیری به خرج دهند که بعد از کناره‌گیری نامزد پوششی، سبد رای او کامل به سبد آرای روحانی منتقل شود.

شما از جمله کسانی بودید که می‌گفتید اگر دغدغه تایید صلاحیت آقای روحانی برطرف شود، بهتر است نامزد پوششی صحنه انتخابات ریاست‌جمهوری را قبل از آغاز مناظرات تلویزیونی ترک کند‌ اما گویا قرار است آقای جهانگیری تا پایان مناظرات در صحنه باقی بماند، باتوجه به آنکه آقای جهانگیری در نظرسنجی‌ها با اقبال مواجه شده است، خودتان فضا را چطور می‌بینید و ارزیابی می‌کنید؟ 
   من همچنان بر سر نظر خودم هستم و در واقع نظرم هیچ تغییری نکرده است اما همچون سایر اصلاح‌طلبان تابع تصمیم جمع هستم. تصمیم جمع آن بود که کار به خود آقای روحانی واگذار شود، بر همین اساس آقای جهانگیری با نظر مثبت آقای روحانی وارد عرصه شد. در مناظره نخست نامزدهای تلویزیونی باتوجه به وضعیتی که پیش آمد به‌طور طبیعی میزان درخشش آقای جهانگیری بیشتر از سایر رقبا بود. 
چرا این طور شد؟
   تجربه اجرایی چهل ساله آقای جهانگیری موثر بود. آقای جهانگیری از حوزه‌های کوچک مدیریت در کشور کار خود را آغاز کرد و به معاون اولی رئیس‌جمهور رسید، بنابراین در مناظره نیز مسلط به آمار و ارقام نشان داد و نسبت به حرف‌های غیر‌واقعی حالت تهاجمی ‌گرفت. گرچه این اقبال به آقای جهانگیری وجود دارد اما در مناظره هم اعلام کرد «رئیسم آقای روحانی است» و با این جمله به جامعه پیام داد که بالاخره به نفع آقای روحانی کنار خواهد رفت، البته کنار رفتن او هم باید طوری مدیریت شود که سبد رای اختصاصی پیدا نکند. خود او نیز تمایلی به این اتفاق ندارد و معتقد است سبد رای اختصاصی‌اش، سبد رای دولت و رئیس‌جمهور مستقر محسوب می‌شود اما جامعه ما ویژگی‌های خاص خود را دارد و یکی از مهمترین ویژگی‌های جامعه ما، غیرقابل پیش‌بینی بودنش است، بنابراین نمی‌شود درباره آن حرف قاطع را قبل از روز رای‌گیری زد.
آیا خود آقای جهانگیری تصمیم گرفت بعد از مناظره سوم به نفع آقای روحانی انصراف دهد یا این تصمیم شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان بود یا آنکه آقای روحانی چنین شرطی را برای پذیرش نامزد پوششی قرار داد؟
   همه مراحل اعم از تصمیم‌گیری، ثبت‌نام، اعلام کاندیداتوری و زمان ماندن در صحنه نامزد پوششی، همه به خود آقای روحانی واگذار شد، به عبارت دیگر صفر و صد قضیه با خود آقای روحانی است، بنابراین پیشنهادی هم که دوستان قبل از ثبت‌نام نامزدها دادند مبنی بر این بود که تصمیم نهایی را خود آقای روحانی بگیرد و کم و کیفش با آقای روحانی باشد. بعضی دوستان پیشنهاد دادند غیر از آقای جهانگیری ‌افراد دیگری هم برای دفاع از عملکرد دولت و مقابله با رقبا وارد عرصه شوند مثل آقای ظریف و نوبخت؛ آنها از جمله ‌اشخاص مورد نظر بودند اما ‌نپذیرفتند و آقای جهانگیری بنا به توصیه آقای روحانی این امر را پذیرفت. اما اینکه تا چه زمانی بماند منوط به نظر آقای روحانی است و دیگر شورای عالی سیاستگذاری یا احزاب اصلاح‌طلب دخالتی ندارند. همه چیز موکول به شخص آقای روحانی شده است. 
شما از جمله کسانی بودید که می‌گفتید نامزد پوششی به آقای روحانی کمکی نخواهد کرد، آیا آقای جهانگیری در مناظره اول به آقای روحانی کمک کرد یا آنکه بعدها این حضور او چالش‌برانگیز خواهد شد؟ 
   فارغ از اینکه نامزد اصولگرا یا اصلاح‌طلب یا هر شش نفر را در نظر بگیریم، مناظره نخست نقایصی داشت. در کل این مناظره آنچنان که جامعه عمومی کشور اعم از نخبگان و عامه انتظار داشتند، توقعاتشان برآورده نشد. اما در کل آقای جهانگیری مسائلی که مطرح کرد در دفاع از دولت و عملکرد ریاست‌جمهوری بود و این به آقای روحانی کمک کرد اما یک نکته‌ای که من و خیلی از دوستان دیگر بر آن اتفاق نظر داریم، این است که چون جامعه ما جامعه ویژه‌ای است و شاید به یک سبد رای نامزد همسو با نامزد اصلی اصلاح‌طلبان اقبال پیدا کند، این سبد رای الزاما انتقالش یک تدبیر و برنامه‌ریزی خاصی می‌خواهد که از این جهت کار آقای روحانی و ستاد او و حتی خود آقای جهانگیری سخت خواهد شد چون آقای جهانگیری براساس اعلام خودش برای کمک و یاری آقای روحانی وارد عرصه شده است، بنابراین اگر مبنا را قول او بگذاریم، خود به خود شکل‌گیری سبد رای برای آقای جهانگیری به‌نظر می‌رسد تاملاتی را می‌طلبد چون انتقالش به آقای روحانی تدبیر می‌خواهد. اما درباره برنامه نخست مناظرات بگویم که بعد از آن برنامه فضای انتخاباتی کشور مقداری جدی‌تر شد. ارزیابی من این است که توجه به آقای روحانی بیشتر شده است. درست است که آقای جهانگیری در آن مناظره درخشید اما آقای جهانگیری نه ستادی زده است و نه برنامه‌ای مستقل از آقای روحانی دنبال می‌کند. معتقدم اگر در مناظره‌ها هم بماند و تیم اطلاع‌رسانی ستاد آقای روحانی و شخص آقای جهانگیری و تیم اطلاع‌رسانی دولت طوری عمل کنند که این شیفت رای شکل گیرد، به نظر من اتفاق خاصی نخواهد افتاد‌.
 فقط باید مراقبت‌های ویژه‌ای صورت بگیرد که حالت‌های آداب گفت‌وگو و مناظره به‌طور جدی در مناظره نوبت دوم و سوم آن طور که مطلوب جامعه است رعایت شود و هم حقایق وقایع گفته شود. به عبارت بهتر معتقدم خیلی وجهه تهاجمی ‌و دور از اخلاق و مسائل دیگر نباید مورد توجه آقایان روحانی و جهانگیری قرار گیرد. 
شما گفتید خیلی دغدغه دارید و آن هم بر‌می‌گردد به سال 84 چون در آن سال وقتی آقای رفسنجانی به دور دوم راه یافت، همه سبد رای مرحله اول آقایان معین، کروبی و مهرعلیزاده به سمت آقای هاشمی نرفت اما آن طرف قضیه را هم باید دید که سبد نامزدهای اصولگرا یکجا به سبد رای آقای احمدی‌نژاد اضافه شد، بنابراین دغدغه شما می‌تواند از این بابت مرتفع شود؟
   علت نرفتن آرای آقایان کروبی، معین و مهرعلیزاده به طرف آقای هاشمی یک دلیل داشت و علت رفتن همه آرای نامزدهای اصولگرا به طرف سبد رای آقای احمدی‌نژاد دلیلی دیگر بود. آن زمان آقای هاشمی‌رفسنجانی جز‌و ارکان نظام دیوان‌سالاری و قدرت سیاسی کشور تلقی می‌شد، یعنی نماد حاکمیت بود، آقای روحانی هم الان چنین وضعیتی را دارد. در واقع وضعیت کنونی او برخلاف سال 92 است که وارد این عرصه شد. در سال 92 آقای روحانی هنوز تجربه نشده بود و الان مدیریت او 4 سال تجربه شده است. همان‌طور که مدیریت آقای هاشمی در به پایان رساندن جنگ تحمیلی و 8 سال دوره سازندگی تجربه شد.
 مدیریت آقای هاشمی به هر صورت منشأ خدمات بنیادین و زیربنایی و توسعه کشور بود، همین طور آقای روحانی در این چهار سال دستاوردهای قابل توجهی در همه عرصه‌ها  و در رأسش برجام داشت و بسیاری از عرصه‌های اقتصادی، تولیدی و صنعتی و بحث‌های صادراتی و دارویی و غیره همه منوط به امضای تعهدنامه برجام بود که به حیات و هویت ایران گره خورده بود. همان‌طور که در سال 84 یک خاطره مثبتی نزد افکار عمومی از دوران ریاست‌جمهوری آقای هاشمی وجود داشت اما نامزدهای جدید و تجربه نشده از یک سو و نقاط ضعف ریاست‌جمهوری او از سویی دیگر پاشنه آشیلی شدند که آقای هاشمی متأثر از آنها نتوانست در مرحله دوم مقابل آقای احمدی‌نژاد حائز اکثریت آرا‌ شود. حالا همین وضعیت برای آقای روحانی صدق می‌کند، عدم انسجام در کابینه‌ و عدم انسجام در مدیریت‌های منطقه‌ای ممکن است تلفاتی را در سبد رای آقای روحانی ایجاد کند. 
آقای احمدی‌نژاد در سال 84 نامزدی برای بار اول و شخصی تجربه نشده بود که گفتمان ویژه‌ای را دنبال می‌کرد و نسل جدید خیلی خواهان او بود اما در عمل بعد از هشت سال به او پشت کردند و نحوه مدیریت او را ملغی شده دانستند. به نظرم اگر آقای احمدی‌نژاد تایید صلاحیت می‌شد جامعه را دوقطبی‌تر می‌کرد اما خیلی بعید بود که رای بیاورد یا بتواند در سرنوشت انتخابات تاثیر بگذارد. اما آقای روحانی وضعیتش خیلی متفاوت است؛ دستاوردهایی در این یک دوره داشته است اما در بخشی از حوزه‌ها باتوجه به تبلیغات سو‌ئی هم که رسانه‌های رقیب علیه او دنبال می‌کنند ممکن است اگر آقای جهانگیری بخواهد تا آخر بماند بخشی از جامعه رای ایران خود به خود به سوی یک نامزد تجربه نشده اقبال نشان دهد، به همین جهت من معتقد‌ بودم بعد از تایید صلاحیت‌ها دیگر آقای جهانگیری باید کنار می‌رفت و کارزار انتخاباتی را از بیرون گود انتخابات دنبال می‌کرد. به هر صورت الان تصمیم به خود آقای روحانی محول شده و خود او باید تصمیم بگیرد.
خیلی از اصلاح‌طلبان با شور و شوق امروز از آقای جهانگیری حمایت و استقبال کردند و معتقدند آقای جهانگیری در مناظره به نوعی از زیر سایه آقای روحانی بیرون آمد، امکان دارد با تشویق این دسته از اصلاح‌طلبان آقای جهانگیری تا آخر در صحنه انتخابات ریاست‌جمهوری باقی بماند؟
   تشویق آقای جهانگیری یعنی تشویق دولت. آقای جهانگیری معاون اول آقای روحانی است. تمام پارادایم‌هایی که آقای جهانگیری در مناظره‌ها و برنامه‌های تبلیغاتی دنبال می‌کند، منطبق بر گفتمان آقای روحانی است. بنابراین در مناظره دوم و سوم هم اگر بماند همان جهت‌گیری آقای روحانی را دنبال خواهد کرد. استقبال جامعه از آقای جهانگیری بیشتر از این جهت است که در مقابله با کاندیدایی که ‌بی‌پروا صحبت می‌کند،‌ بسیار خوب ظاهر شده است، بنابراین خیلی انفکاکی را در بیان و گفتمان تبلیغاتی در ایام مناظرات نمی‌بینم. مشکلی را که بیان کردم و هنوز بر آن اعتقاد دارم مربوط به جامعه ما است که جامعه‌ای غیرقابل پیش‌بینی محسوب می‌شود. اگر جامعه در روز 29 اردیبهشت بخواهد تصمیم خاصی بگیرد ممکن است برخی معادلات را به هم بزند.
امکان دارد بحث نظرسنجی بین آقای جهانگیری و آقای روحانی در هفته آخر منتهی به 29 اردیبهشت مطرح شود همان اتفاقی که سال 92 بین آقای عارف و آقای روحانی رخ داد؟
   تا الان در نظرسنجی‌ها علمی‌ فاصله معناداری بین آقای روحانی و آقای جهانگیری است. فکر می‌کنم این روند ادامه پیدا کند، یعنی حتی اگر در مناظره دوم و سوم هم آقای جهانگیری خوب ظاهر شود، چون رسما اعلام می‌کند و می‌گوید کمک حال آقای روحانی است، بنابراین شاید مقداری بالاتر بیاید اما فاصله‌اش با آقای روحانی معنی‌دار خواهد بود. حتی اگر ستاد آقای روحانی تصمیم بگیرد که نظرسنجی بین دو نامزد مشابه سال 92 انجام شود، به نظر من نامزد پیروز در نظرسنجی حتی در روزهای پایانی آقای روحانی خواهد بود و آقای جهانگیری نخواهد بود. نگرانی‌ام این است باتوجه به جامعه غیرقابل پیش‌بینی، اگر سبد رای تقسیم شود اتفاقاتی دال بر شکل‌گیری احتمال دو مرحله‌ای شدن انتخابات رخ دهد.
 آقای جهانگیری و چشم‌انداز آینده سیاسی او را چطور می‌بینید باتوجه به حضوری که الان در صحنه انتخابات دارد؟
   او کسی نیست که یک باره از خارج یا از کرسی درس دانشگاه آمده باشد. او از مدیریت‌های پایین کار خود را شروع کرد و پله‌پله آمد و تجربه قانونگذاری در مجلس را هم دارد و به مرحله قبل از ریاست‌جمهوری رسید. باتوجه به توانمندی‌های آقای جهانگیری معتقدم امروز که او 58 سال دارد، این سن و سال‌ بسیار خوبی است تا بعد از پایان دوره دوم آقای روحانی ‌به عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری ورود کند. یکی از نامزدهای مطرح برای سال 1400 در جامعه اصلاح‌طلبی آقای جهانگیری خواهد بود، گرچه تا آن موقع چهره‌های جدید غیر‌متصور نیز می‌توانند در جامعه اصلاح‌طلبی ظهور و بروز پیدا کنند و کنار آقای جهانگیری قرار بگیرند. ولی آقای جهانگیری باتوجه به مختصات نسبتا جامعی که دارد و دلبستگی که به جمهوری اسلامی و چارچوب کلی انقلاب اسلامی و قانون اساسی دارد و به همه ارکان نظام احترام می‌گذارد و قطعا معتقد به این روند است‌ و به‌طور کامل رویکرد اصلاح‌طلبی هم دارد بنابراین معتقدم می‌تواند در عرصه مدیریت سیاسی کشور نقش خوبی داشته باشد.